برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب: حيف شد,حیف شد به انگلیسی,حیف شد به خیمه نرسیدم,حیف شد که رفتی,حیف شدن,حیف شد چشم من نه,حیف شد مشغله پیدا,حیف شد رفتی,حیف شد رقیه رو ندیدم,حیف شدیم,
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب: بي پا و سر كردي مرا,طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم,ميخانه دگر جاي من بي سروپا نيست,
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
اعترف مى كنم اشتباه كردم و بايد همراه خودم يك تنگ شراب ناب مى بردم و اهنگ به آهنگ لاجرعه سر مى كشيدم.البته اين فقط من نبودم كه اين اشتباه را مرتكب شده بودم.همه اشتباه كرده بودند.غير از احتمالا خود هماى.چون آن بطرى آبى كه مرتب از آن مى نوشيد،به شدت مشكوك بود.اما، چيزى كه هيچ شكى در آن نبود صداى بى نظير_ هماى و عظمت_گروه مستان بود.صدا و عظمتى كه مدتهاست آرزو داشتم بشنوم و بيينم.
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی